تبلیغات
دلنوشته های محدثه....
دلنوشته های محدثه....
جمعه 27 بهمن 1391 :: نویسنده : محدثه

برایت نوشتم:

"در این غبار بی کسی،

از گرد تنهایی،

سرفه ی رنج، عذابم می دهد؛

تصمیمم را گرفته ام،

تو را می کشم و زنده می مانم."

ترسیدی و ناپدید شدی...

شاید نامه ام را اشتباه خواندی؛

تو هیچ وقت باور نکردی که نفسم بودی...





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : دل نوشته، دلنوشته، نفس، نثر، نثر ادبی،
لینک های مرتبط :

جمعه 27 بهمن 1391 :: نویسنده : محدثه

ای کاش برادران رایت

اینجا بودند تا تو را نشانشان می دادم...

عشقم!

با تو می توان تا آسمان هشتم پرواز کرد

تا آسمان خوشبختی...





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 5 بهمن 1391 :: نویسنده : محدثه

تمام قاصدک های دنیا را خبر کرده ام و

نشانده ام لای تار و پود دامن سپیدت؛

دختر ناز قصه...

وقتی عروس می شوی؛

همه ی آرزوهایت را زمزمه کن

که به قاصدک ها"آمین" را یاد داده ام...

نگران نباش؛

فرشته ها ساقدوش قلب سپیدت می شوند،

عاقد برایت یک خوشبختی نامه می نویسد و تو

با مُهر یک لبخند به همه ی ثانیه های عاشقیت "بله" بگو...

لای گلبرگ های دسته گلت باید جای بعضی ها را خالی کنی؛

همه ی گُل هایی که دوست داشتند یک شب شریک زیباییت باشند...

پسر مهربان قصه؛

قلب آیینه ایت را می توان حدس زد

وقتی چشمانت به انعکاس نور عشق برق می زند...

داماد که شدی؛

چتر همه ی روزهای بارانی عروست باش..

وقتی آفتاب دلتنگی چشمهایش را سوزاند؛ خودت سایه اش باش...

چراغ امید که خاموش می شود؛ تو نور تاریکی قلبش باش...

افسانه نیست... تو غول چراغ جادوی عروس می شوی؛

حواست به آرزوهایش باشد...

نگران نباش

خودِ خدا دستت را گرفته و شاهد عقد قلبت با عشق می شود

تو هم دستش را بگیر و به هرچه خوشبختی است "بله" بگو...

تقدیم به طاهره و محمدجواد عزیز...

آرزوی من برایتان اینکه:

"دوستت دارم"را تکرار کنید و برایتان تکراری نشود.

خوشبخت باشید و هر لحظه برای خوشبختیتان " ثانیه گَرد " بگیرید!

 





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 3 دی 1391 :: نویسنده : محدثه

بی خیال عمر...
من هنوز هم شب ها لالا می کنم
قهقهه می زنم لای لحظه های هیسسسس...
راهم را لِی لِی می روم
سخت،ضرب می کنم هنوز بند کفش هایم را
خواب شهرهای شکلاتی می بینم
هنوز اسکناس هایم چروکند و گم می شوند هراز گاهی...
من هنوز هم یک توپ قلقلی دارم
پوزخند می شود پایان دقایق جدی بودنم
هنوز با همه ی رفتنی ها بای بای می کنم
بی خیال عمر...
من هنوز هم شب ها لالا  میکنم...





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : من هنوز هم شب ها لالا می کنم، دوران کودکی،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 23 آذر 1391 :: نویسنده : محدثه

دیر کرده ای اما،

من با چشمانی سفید ، چشم به راهم

هر روز اشک می بارم

پنجره ها فکر می کنند هوا بارانیست و

خیس می شوند

آمدنت را با پنجره ها شرط بسته ام

عذابم این است که نمی دانم کجایی

قاصدکِ نامرد هم نشانی ات را نمی گوید

پیله ی صبر بافتم و پروانه شدم

پروانه ای که هرروز باغ انتظارت را متر می کند

دیدگانم را با عشق بافته ام ؛

می خواهم برایت فرش قرمز پهن کنم

تمام اسپند های خانه را نذر آن روز کرده ام

جمعه ها را قسم داده ام به ناله های شبانه ام

من التماس می کنم و آن ها سکوت

انگار مشکلی هست...

یکی بگوید از من تا خدا چند کیلومتر راه است؟

می خواهم دعای ظهورت را

شخصا بدست خدا برسانم...





نوع مطلب :
برچسب ها : مهدی (عج)، انتظار، چشمان منتظر، چشم به راه،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 23 آذر 1391 :: نویسنده : محدثه

زمستان به دنیا می آید،
جشن برف برپا می شود؛
و من بدون شال گردن و دستکش
زیر کلاف سفید ننه سرما؛
برایت با تمام گلوله های برفی احساسم،
آدم برفیِ شعر می سازم و سردم نمی شود؛
چیز عجیبی ست " یادت "
گرم می کند قلبم را...





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : یادت، گرمای قلبم،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 23 آذر 1391 :: نویسنده : محدثه


چشم هایم نمی بینند،
گوش هایم نمی شنوند،
دست هایم بی حس اند،
هیچ طعمی به زبانم نمی آید
.
.
.
جا گذاشته ام انگار حواسم را
جایی...





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : حواسم کجاست؟، حواسم را جا گذاشته ام،
لینک های مرتبط :

جمعه 10 آذر 1391 :: نویسنده : محدثه

هُرّی ...

صبر چشمانم لبریز شدو
دلم ریخت...

گونه هایم سرخ شد...
باران،
اشک هایم را خرید
به قیمت چتر
باد،
چترم را دزدید
دلم خیس شد... لرزید...
زیر پلک هایم خوابید ؛ جای چشم هایم...
دلم می دید...
دنیای پنج های برعکس...
و روزی، آفتاب داغ یک نگاه...
باران بند آمدو
دلم گرم شد...





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : داستان قلبم، لحظه ی عاشق شدن، قصه ی دلم،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 25 آبان 1391 :: نویسنده : محدثه

آهای کسی که ادعا میکنی قلب چشم های غصه دار را میخوانی؛

هیئت جانمازت را برپاکن

و عمقش را به تماشا بنشین...

بوی محرم می آید، از لابه لای گلدوزی های هیئت...

اینجا عزاداری اینگونه است:

پیرمرد خاکی در میانه ی هیئت، روضه ی سکوت می خواندو

دانه های تسبیحِ عزادار ،سینه زنان به دورش حلقه زده اند

بخوان چشمان داغش را...

که هنوز حرارت خورشید آن روزها را می تابد...

چشمانت ، دردهای دلش را تاب نمی آورد

پیرمرد قرن هاست بغضش را نشکسته...

اما؛

فریاد همه ی رازهایش روی پیشانی اش حک شده:

"کربلا"

وتو در اوج تضرع، وقتی به نماز می ایستی و به سجده می روی،

 به یاد غم های روزگار خودت می افتی و با تزیین یک قطره اشک ؛

به مُهر کربلای جانمازت بوسه می زنی...

تقصیر تو نیست...   پیرمرد باید روزی داستان روزهای جوانی اش را فریاد بزند....

داستانِ"دشت خون"...


پی نوشت: " سلام بر حسین(ع) "






نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : ماه محرم، مهر کربلا، کربلا، جانماز، داستان دشت خون،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 27 مهر 1391 :: نویسنده : محدثه

من از چشم های اشک جاری می شوم
گیر می کنم،لای پیچ و خم های گلو
بغض می شوم...
و به نام سمفونی غصه؛
هق هق را اجرا می کنم...
دود می شوم؛
لای انگشتان سیگار...
تنگ می شوم برای دلت...
می بینی..؟!
نبودنت را می گذرانم؛
کار می کنم...  پاره وقت...





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 31 شهریور 1391 :: نویسنده : محدثه
خدایا...
نگاهم به آسمان است ،
سرم را بالا گرفته ام؛ به سمت تو...
حالِ این روزهایم را غرور می نامند آدمک ها
...
اما من؛
گیجم...درد دارد مغزم...
کاش کسی برای حکمتت معادله ای می نوشت...
نمی دانم چه درجه ای دارد این متغیر پیچیده،
نمی فهممش...
کجا می شود بشناسم یا بخوانمش؟
کی برایم عادی می شود؟
نگاهم به توست تا شاید لای آن ابرهای رازآلود؛
"قسمت" را برایم معنا کنی...
جایی حراجش می زنند وبعضی فقط به دنبال مارک دارش هستند،
بعضی چنگ می زنند قسمتشان را ...
سرنوشت ها را خودت قسمت می کنی؟
کاش میدانستم می شود به روزگار امروزم "قسمت" گفت یانه...
تیز نیست یادِآرزوهایی که عاشق داشتنشان بودم و له شدند؛
اما می بُرَد لحظاتم را...
سرم هنوز بالاست،به سمت تو... لحظاتم را چسبانده ام با برچسب لبخند...
هنوز به دنبال حکمتت...   بگذار آدمک ها هرچه می خواهند بگویند...




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : به دنبال حکمتت، حکمت خداوند، معادله ی حکمت، قسمت،
لینک های مرتبط :

جمعه 31 شهریور 1391 :: نویسنده : محدثه
روزی که خورشید،سیاهی شب را در آغوش گیرد و
ابر خون ببارد؛
ماه به دور خودش بچرخد؛
زمین گوشه دار و دریا غرق شود؛
روزی که رُز بوی نفرت دهد؛
نمک،قند شود؛
آتش یخ بزند و آب بسوزاند؛
روزی که درد قهقهه شود؛
مرگ ،زندگی و مغز عاشق شود؛
روزی که سرو،پای کوبان برقصد و
سنگ،آب شود؛
روزی که نَفَس قاتل شود و قفس، تنها راه رهایی؛
روزی که زندگی فراموشم کند؛
 فراموشت میکنم...




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : فراموشت میکنم، روزی که فراموشت میکنم،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 9 شهریور 1391 :: نویسنده : محدثه


کلاه و بزرگراه خلوت سرش...
خودش می گوید:
"ا"برویش ریخته
و اصرار دارد که الفش را بی کلاه بخوانیم...
حرفه اش نقاشی است؛
با رنگ زجر،
درد می کشد... رنگارنگ...
حوصله ای باشد؛
جیغ هم می کشد...
بنفش...
در عمق تاریکی یک اتاق...
اوضاعش خوب نیست،
زجر را گران می خرد؛
موهایش را می فروشد... تار به تار...
خسته است،
روزگار رهایش کند،
نقاشی را کنار می گذارد... برای همیشه...




نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : نقاش درد، تاجر خسته، cancer pain، نقاش بی مو،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 6 شهریور 1391 :: نویسنده : محدثه

جایی نوشته اند:مردها دوست دارند بشنوند که

دوستشان دارید.

وجایی دیگر که:مردها اهل گفتن نیستند

با نگاه و رفتارشان ، دوست داشتن را نشان

می دهند.

زندگی من به عنوان یک زن:

هر روز زیر گوشش فریاد می زنم که دوستش دارم

و بعد ثانیه به ثانیه ی رفتارهایش و زاویه به زاویه ی

نگاهش را  می گردم تا دوست داشتنش را پیدا کنم.

عادلانه ست نه؟!!...

 





نوع مطلب :
برچسب ها : عادلانه، زندگی یک زن، رفتار مردها، روانشناسی عادلانه،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 6 شهریور 1391 :: نویسنده : محدثه

یادم هست روزی را که با قلم شوق روی قلبم نوشتم:

" دوستت دارم ! "

حالا که می خوانمش: " دوستت دارم ؟ "

می فهمم که چه برف عظیمی بود زمان!

کمر همه را خم کرد...

 





نوع مطلب : دل نوشته ها، 
برچسب ها : برف زمان، دوستت دارم؟، نوشته ی روی قلبم،
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 7 )    ...   2   3   4   5   6   7   
درباره من


سلام به همه ی دوستایی که دلنوشته های منو می خونن.
shimen یعنی الهه خوشبختی یعنی آرزوی من ....
راستی اگه از نوشته های من استفاده می کنین حتما حتما منبعش رو ذکر کنین.
.
.
.
با دلت زمزمه کن:
مرد!... گریه اینجا بی دلیل و سخت ممنوع است...

مدیر وبلاگ : محدثه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

FreeCod Fall Hafez

خدمات وبلاگ نویسان-بهاربیست


weblogbartar.ir
weblogbartar.ir

کد متحرک کردن عنوان وب

كد بارش قلب


كد موسیقی برای وبلاگ

وب هکس